تبلیغات
آل علی - امام رضا(ع) در عصر هارون
امام (ع) در عصر هارون
هارون الرشید، پنجمین خلیفه عباسی ۲۳ سال حکومت کرد. وی، خلیفه ای سخت گیر و بی رحم بود و برای استحکام خلافت خود و جانشینانش از هیچ ستمی فروگذار نمی کرد و به همین سبب امام هفتم، حضرت موسی بن جعفر(ع) را در بیست و پنجم ماه رجب سال ۱۸۳ ه. ق در زندان به شهادت رساند. هارون الرشید در سال ۱۸۶ ه.ق همراه پسرانش، امین و مامون و اشراف بنی هاشم، فرماندهان و منشیان، عازم حج شد و طبق عهدنامه ای در حضور شخصیت های سیاسی و نظامی، کشور پهناور اسلامی را میان آنان قسمت کرد. در سال ۱۸۹ ه. ق رافع بن لیث، حاکم سمرقند که جدش نصربن سیار از طرف بنی امیه، والی خراسان بود، خروج کرد و به واسطه ستم عمال بنی عباس بر مردم خراسان، کار او بالا گرفت تا جایی که هارون الرشید مجبور شد، برای سرکوب چنان طغیانی، خود با سپاه عازم خراسان شود. به این منظور، امین را در بغداد گذاشت و خود با مامون به آن دیار رهسپار شد. هارون الرشید موفق شد اوضاع آشفته خراسان را آرام کند، اما در راه بازگشت به بغداد، در سال ۱۹۳ ه. ق در سن ۴۵ سالگی در توس درگذشت و او را در کاخ یکی از سردارانش به نام حمیدبن قحطبه، در سناباد به خاک سپردند. ده سالی که زندگانی حضرت رضا(ع) در عصر هارون سپری شد با همه استبداد و خودکامگی، دوره آزادی نسبی و فعالیت های فرهنگی و علمی امام(ع) به شمار می رود. هارون، روش سختی را که نسبت به امام هفتم در پیش گرفته بود، دیگر به صلاح خلافت خود نمی دانست. بنابراین، متعرض امام رضا(ع) نمی شد و آن حضرت آزادانه فعالیت می کرد. در این مدت، امام(ع) شاگردان بسیاری تربیت و علوم و معارف اسلامی را ترویج کرد.
کشمکش فرزندان هارون
هارون الرشید، بارها گفته بود «الملک عقیم»، حکومت نازاست و پس از مرگش، این سخن او به حقیقت پیوست و تدبیرهای وی برای تداوم برادری و مسالمت میان فرزندانش سودمند نیفتاد.هر چند مامون از امین بزرگ تر و به لحاظ فضل و زیرکی برای خلافت شایسته تر بود، اما عباسیان در بغداد، موافق خلافت امین بودند و از وی پشتیبانی می کردند. چون امین مادرش، زبیده بود و مادر مامون، مراجل، کنیزی خراسانی، اهل بادغیس و غیرعرب بود. افزون بر این، فضل بن یحیی برمکی، مربی امین، از جعفربن یحیی برمکی، مربی مامون، در دربار نفوذ بیشتری داشت و امین به کوشش او به خلافت رسید.فضل بن ربیع، متصدی و سیاست گذار کارهای امین، مردی عرب و طرفدار عباسیان بود؛ اما فضل بن سهل، پیشکار و وزیر مامون و کارگزارانش، همه ایرانی بودند. به همین سبب ها، امین از موقعیت مناسب تری نسبت به مامون برخوردار بود.زندگی مامون، سراسر تلاش و کوشش بود و از اشتباهات برادرش، درس می آموخت. در کودکی و نوجوانی، دانش های قرآنی، ادبیات عرب و اخبار تاریخی را آموخت و وقتی بزرگ تر شد، به فراگیری فلسفه یونان پرداخت.هارون، مامون را به سبب صفات برجسته و حسن سیاست، بر امین که به هوسرانی و اسراف کاری شهره بود، ترجیح می داد، اما به سبب نفوذ عباسیان و فشارهای سیاسی، مجبور شد در سال ۱۷۵ ه. ق امین را که پنج سال داشت، به جانشینی خود تعیین کند. هفت سال بعد نیز با معرفی مامون به ولی عهدی او، در تثبیت حکومت خاندانش کوشش کرد. «البدایة و النهایه، ج ۲، ص۱۶۵». علویان در جهت گیری سیاسی، نه تنها به خلافت مامون، که به خلافت هیچ یک از عباسیان تن نمی دادند و ایرانیان، به ویژه اهل خراسان طرفدار خاندان حضرت علی(ع) و اهل بیت بودند و به تشیع گرایش داشتند. از این روی، مامون نیز از سر سیاست و زیرکی به ایرانیان روی آورد و به دوستی علویان تظاهر کرد. امین، پس از درگذشت پدرش، هارون در سال ۱۹۵ه.ق به خلافت رسید، اما هنوز ۱۸ روز از خلافتش نگذشته بود که تصمیم گرفت برادرش، مامون را از ولایت عهدی برکنار کند و فرزند خویش، موسی را به جانشینی برگزیند. بنابراین، در اجرای این سیاست، خلع برادر را اعلام کرد و علی بن عیسی را که قبلا در خراسان حکومت داشت، به جنگ برادر فرستاد. سپاهی از خراسان و لشکری از بغداد در ری با هم روبه رو شدند. سپاه خراسان به فرماندهی طاهربن حسین که بعدا به ذوالیمینین لقب یافت، بر سپاه امین پیروز شد. در هجومی دیگر، طرفداران مامون بغداد را تصرف کردند و امین از طاهر ذوالیمینین درخواست کرد، با ارسال نامه ای به خراسان، از مامون برایش امان بخواهد، اما در حمله چند سرباز، امین از پای درآمد و کشته شد.
مشکلات مأمون در راه استقرار خلافت
مامون، پس از شکست برادر، در محرم ۱۹۸ ه. ق رسما به خلافت نشست. هر چند وی خود را دوستدار تشیع و آل علی(ع) نشان می داد و از همین روی توانست به کمک ایرانیان بر برادر خود غلبه یابد و سرزمین های گسترده ای را از بلاد اسلامی تحت سیطره خود درآورد؛ اما دشواری هایی هم بر سر راه خلافت او وجود داشت که موجب نگرانی او می شد. از جمله، یکی آن که از نظر عباسیان، امین خلیفه شرعی پس از هارون بود و آنان او را ولی امر خود می شناختند. بنابراین، عباسیان، قتل امین را جرم دانسته و آن را به دست ایرانیان غیرقابل توجیه می دانستند. دیگر آن که مامون نتوانست حمایت مردم بغداد، کوفه، مدینه، مکه و بصره را که از مهم ترین پایگاه های علویان بود، به دست آورد، زیرا علویان با عباسیان و دیدگاه های سیاسی و دینی آنان موافق نبودند.مشکل سوم مامون، ناآرامی های گوشه و کنار مملکت اسلامی، به ویژه قیام های پراکنده ای بود که دائما گسترش می یافت. این شورش ها نه تنها خلافت مامون، بلکه حکومت عباسیان را تهدید می کرد. چهارمین مسئله ای که مامون را نگران می کرد، وجود حضرت رضا(ع)و نقش سیاسی، اجتماعی و دینی ایشان در میان مردم سرزمین های اسلامی، به ویژه علویان بود.
بنابراین، مامون از یک سو، چاره ای نداشت تا اعتماد بنی عباس را جلب کند و ذهنیت آنان را در مورد قتل برادرش توجیه و اعتراض مخالفان را خاموش کند و از سوی دیگر، به آل علی (ع) اظهار ارادت و دوستی کند تا به این وسیله، اعتماد دوستداران این خاندان را جلب کند.
فراخوانی امام رضا(ع)به مرو
مامون، تصمیم گرفت امام رضا(ع) را به مقر حکومت خود، مرو، بیاورد تا ضمن بهره برداری از موقعیت اجتماعی و مذهبی امام(ع)، فعالیت های ایشان را زیرنظر داشته باشد. برای رسیدن به این هدف، ۲ سال پس از خلافتش، در سال ۲۰۰ هجری، با ارسال نامه ای محبت آمیز از امام(ع) درخواست کرد که همراه بزرگان خاندانش رهسپار مرو شود و کوشید تا وانمود کند دعوتش از سر خلوص و علاقه به شخص امام(ع) و علویان بوده است. حضرت رضا(ع) دعوت مامون را نپذیرفت، اما وی با ارسال نامه های پی در پی، بر دعوت خود تاکید کرد. هم چنین ماموران خود، رجاءبن ابی ضحاک و یاسر خادم را به مدینه فرستاد تا آن حضرت را به مرکز خلافت او، مرو، بیاورند.امام رضا(ع) با سیاست عباسیان آشنا بود و دوره طولانی زندانی بودن پدر بزرگوارش را با آن همه شکنجه و عدم امکان ملاقات با طرفدارانش به یاد داشت.از سوی دیگر مصمم به انجام رسالت خود در شرایطی تازه بود و می دانست که مامون از تصمیم خود، صرف نظر نمی کند، بنابراین از مدینه به سوی مرو حرکت کرد.
تدبیرهای امام رضا(ع)در برابر مکر مأمون
مامون در مرو به تکریم امام اقدام کرد و در گفت وگو با ایشان، نخست قبول خلافت را به امام، به لحاظ برخورداری از فضل و پارسایی، پیشنهاد کرد و امام از قبول خلافت خودداری ورزید. آن گاه مامون، پذیرش ولایت عهدی را مطرح و امام(ع) را به قبول آن تهدید کرد. حضرت رضا(ع) آن را به شرطی پذیرفت که در کارهای حکومتی دخالت نکند و در امر و نهی، عزل و نصب، قضاوت نکند و فتوا ندهد، زیرا می دانست که خاندان عباسی و رجال دولتی، توانایی اجرای احکام الهی را، به سبب عادت به فساد و رشوه ندارند.علاوه بر این اگر امام در قبول مسئولیت های حکومت با مامون همکاری می کرد، این کار به منزله مشارکت در حکومت و مشروع دانستن خلافت مامون بود. اگرچه امام رضا(ع) ولایت عهدی را به اکراه پذیرفت، اما با روشی حکیمانه کوشید تا اهداف و نقشه های مامون را خنثی کند. مامون سعی داشت به مردم چنین وانمود کند که امام(ع) خواهان جاه و مقام است. از طرف دیگر با ولایت عهدی امام(ع)، خلافت خود را در نظر مردم مشروع جلوه می داد. حضرت رضا(ع) در هر فرصتی بر این مطلب تاکید می کرد که این منصب را به میل خود نپذیرفته و از سر اجبار بوده است. هم چنین می فرمود که مامون پیمان خود را نقض خواهد کرد و این کار به فرجام نخواهد رسید. بنابراین تلویحا، مشروعیت خلافت مامون را ناحق معرفی کرد. هر اندازه مامون در موضوع ولایت عهدی، زیرکی به کار می بست، امام(ع) با دوری جستن از قبول مسئولیت های سیاسی و حکومتی، هوشیاری خود را نسبت به عواقب این امر به اثبات می رساند. امام برای حفظ مصالح اسلام و مسلمانان، ولایت عهدی را پذیرفت، ولی در رسالت و وظیفه امامت خود، هرگز کوتاهی نکرد، بلکه با اتخاذ تدابیر لازم، علیه خلافت غاصبان افشاگری کرد. تعلیم شیعیان در مسائل اعتقادی و سیاسی، روایت تاریخی امام در نیشابور و طرح مسئله امامت و رهبری، رد پیشنهادهای مامون در پذیرش خلافت و ولی عهدی، خبر دادن از عمر کوتاه خود و عدم ثبات مامون در پیمان خود، پیش شرط های امام در پذیرش ولایت عهدی، جلوه امام در مناظرات با علمای ادیان، برگزاری نماز عید با شیوه و سنت پیامبر، افشای ترفندهای مامون برای شیعیان، بخشی از تدابیر امام در رویارویی با سیاست های مامون است. سیاست های مامون در آغاز مایه رضایت خاطر وی بود، ولی چنان که امام(ع) به او هشدار داده بود «لا تستبشر فانه شیء لایتم» (خوشحال مباش، زیرا این امر دوام نخواهد داشت)، دیری نگذشت که تدبیرهای او به نتایجی جز آن چه می خواست منتهی شد. آشوب ها و ناآرامی ها در گوشه و کنار سرزمین های اسلامی، به ویژه شهر بغداد، مایه پریشانی مامون شد و او سیاست تهدید، شکنجه و کشتار را که پیشینیانش، اصل قرار داده بودند، از سر گرفت.مامون مجبور شد از مرو به بغداد برود و با حضور قدرتمندانه خود، آرامش را به آن دیار بازگرداند. از طرفی می دانست که عباسیان از ولایت عهدی امام رضا(ع) خشنود نیستند، بنابراین، شیوه خشونت را پیشه کرد. هنگام بازگشت به بغداد، به دستور او، چند مرد مسلح، وزیر او فضل بن سهل را در حمام سرخس کشتند، زیرا این وزیر در میان عباسیان یکی از متهمان اصلی انتقال خلافت به علویان شناخته می شد و کشته شدن او، نخستین شعله امیدی بود که مامون در قلب خویشاوندان خود روشن می کرد. در ادامه همین سیاست، مامون حضرت رضا(ع) را در توس مسموم کرد و آن حضرت در روز جمعه، آخرین روز ماه صفر سال ۲۰۳ ه. ق در سن55 سالگی به شهادت رسید.
فهرست منابع:
- اخبار و آثار امام رضا(ع)، (ترجمه مسندالامام الرضا)، عزیزا...عطاردی، انتشارات کتابخانه صدر، تهران، ۱۳۹۷ ه.ق. - الاصول من الکافی، ابوجعفرمحمدبن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی، به تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۸ ه.ق - اعلام الوری باعلام الهدی، فضل بن حسین طبرسی، موسسه آل البیت، قم، ۱۴۱۷. بیروت، ۱۳۹۹ ه. - امام راربلی، به کوشش سید ابراهیم میانجی، کتاب فروشی اسلامیه، تهران، ۱۳۸۱ . - مسند الامام الرضا(ع)، عزیزا...عطاردی خبوشانی، موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، ۱۴۰۶ ه. ق. - منپژوهش های اسلامی آستان قدس، مشهد، ۱۳۸۶. - ولایتعهدی حضرت رضا(ع)، بحثی تاریخی، فقهی، حقوقی، انتقادی، علی موحدی ساوجی، بی تا، قم، ۱۳۵۰ . اقب آل ابی طالب، ابی جعفر بن محمدبن علی (ابن شهر آشوب)، به کوشش هاشم رسولی محلاتی، علامه، قم، بی تا. - مهر فروزان، اصغر ارشاد سرابی، بنیاد ضا(ع)، محمدرضا ناجی، دفتر پژوهش های فرهنگی، تهران، ۱۳۸۷ . - امام علی بن موسی الرضا(ع)، منادی توحید و امامت، محمدجواد معینی، احمد ترابی، چاپ دوم، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، ۱۳۷۹ - پایگاه والای امام و نقش موثرش در رهبری، محمد مهدی رکنی، اداره امور فرهنگی و مذهبی آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۴۰۱ ه.ق. - تاریخ روضة الصفا، میرمحمدبن سید برهان الدین خاوندشاه (میرخواند) انتشارات خیام، تهران، ۱۳۳۸ ه.ق. - تحلیلی از زندگانی امام رضا(ع)، محمدجواد فضل ا...، ترجمه محمد صادق عارف، بنیاد پژوهش های اسلامی، آستان قدس رضوی، ۱۳۶۶ . - حدیقة الرضویه، محمد حسن ادیب هروی، چاپخانه خراسان، مشهد، ۱۳۶۷ ه.ق. - عیون اخبار الرضا(ع)، ابوجعفر محمدبن علی بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق) ترجمه حمیدرضا مستفید، علی اکبر غفاری، نشر صدوق، تهران، ۱۳۷۳ . - کشف الغمة فی معرفة الائمة، بهاءالدین ابوالحسن علی بن عیسی



طبقه بندی: امام رضا (ع)،

تاریخ : شنبه 18 خرداد 1392 | 09:37 ق.ظ | نویسنده : عاشق تنها | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.