تبلیغات
آل علی - یک بار هم که شده چون علی باشیم

1-      حرف هایی هست برای نگفتن،حرف هایی که گفتنش آتش بر زبان می افکند و نگفتنش آتش بر درون.وقتی خوب فکر می کنی به 1400 سال پیش ، آن زمانی که علی تنهای تنها بود،آن زمانی که او در چاه تنهایی خود از نامردمان آن زمان شکوه می کرد ، تعجب می کنی و می گویی: چطور ممکن است علی با وجود آن همه مسلمان و حتی شیعه تنها بوده باشد؟

اما وقتی سعی می کنی،تکرار می کنم؛ وقتی تنها اندکی  سعی می کنی عملا قدم در جای پای او بگذاری آن وقت است که معنای تنهایی علی را درک می کنی.آن وقت است که با چشم خودت می بینی تمام آن کسانی که تا پیش از این شیعه ی دو آتشه ی علم علی بودند چقدر در عمل ضعیفند و از عهده ی برآمدن از ساده ترین آزمون های شیعگی ناتوان.

شیعه ی چشم توبودن ساده نیست         رمز آهت را گشودن ساده نیست         

بزرگی می گوید شناخت علی (ع) ذهنیت است و محبت علی احساس، اما شیعه ی علی عمل است.شناخت علی را حتی مسیحیان هم شاید بهتر از ما داشته باشند.نمونه اش هم جرج جرداق مسیحی است.محبت علی و آل علی را حتی در زرتشتیان و یهودیان نیز می توان مشاهده کرد؛اما شیعه ی علی بودن عشقی می خواهد سوزنده و تحملی بزرگ،چرا که عدالت علی و نگاه سوزناک لبریز از مهر و قهر او را هر مدعی ناتوانی تحمل نتواند داشت.

گفتیم حرف هایی هست برای نگفتن، اما اجازه بدهید بگوییم ؛ اینجا کرمانشاه است؛آن طرف محله ی ملاحسینی در انتهای تاریکی و گم شدگی از چشم من و تو ؛اینطرف شهرک صادقیه که تازگی ها مردمانش فهمیده اند شهرکشان تنها یک روستا است.آن طرف تر محله ی چمن با زخم هایی از جنس دستان پینه بسته کارگران شریف  ،اما ناتوان؛آن طرف دولت آباد است و بافت محروم نشین خاص خودش.آن طرف تر باغ ابریشم و شهرک های دور افتاده پای کوه همیشه استوار طاقبستان و اینطرف شهیاد و جلیلی و جعفر آباد و مهم تر از اینها در محرومانی شریف و گمنام در عمق عمیق کوچه پس کوچه های شهر وحتی شاید در همسایگی من و شما....

تو ای کرمانشاهی بزرگوار؛ چقدر به خودت زحمت داده ای که بعد از ده ها سال حرف شنیدن و ترسیدن از خلاف کار و خطرناک بودن مردمان این محله ها یک روز قدم در کوچه پس کوچه های آن بگذاری و ببینی آیا واقعا جنس مردمان این محله ها با من وتو فرق می کند؟

من به تمامی این محله ها رفته ام و دیده ام شرافت هایی که در زیر فشار فقر و گرسنگی خم می شود، اما نمی شکند.رفته ام و دیده ام چشم های منتظری که سال هاست در انتظار قدم های پر مهر شیعیان علی هستند.و درد ناک تر از همه ی اینها دیده ام اندک شرافت هایی که زیر بار نگاه چشم انتظار کودکان یتیم و گرسنه در حال ترک برداشتن بوده است.

ما را چه شده است؟ از کسری و فردوسی تا صادقیه تنها دو دقیقه راه است و از این سر شهر تا آن سر شهر تنها ده دقیقه راه اما تو گویی فاصله ی مردمان این شهر هزاران سال نوری شده است.

سخن ما نه با متمکنین شهر، که با قشر متوسط جامعه است.من ضعیف هستم و ناتوان، تو ضعیف هستی و محتاج،او ضعیف است و گرفتار...

اما اگر رنج من خرج دانشگاه آزاد و سنگینی بار قسط یخچال و مبلمان و فرش است رنج آن دردمند گوشه نشین شهر لقمه نانی است که خود را با آن از مرگ برهاند.اگر رنج من گران شدن بنزین و خالی شدن کارت سوخت ماشینم است رنج آن کوخ نشین خاموش یک جفت کفش لاستیکی پاره است که با آن بتواند دخترش را در میان همکلاسی هایش از خجالت برهاند.

و این صدای مرگ قلب های ماست که به گوش می رسد.نمی خواهد از زبان ما این صدا را بشنوید.گوش کنید: صدا از عمق عمیق شهر به گوش جان می رسد.

ای شیعیان دردمند علی مرتضی.بدانید که راه علی از لای کوچه پس کوچه های محله های محروم نشین و از درب خانه ی یتیمان شهر می گذرد.

می توان این حرف ها را در نطفه خاموش کرد و هرگز بر زبان جاری ننمود، اما نام مقدس علی مرتضی به ما فرمان می دهد که آنچه را که موظفیم بگوییم و البته انتظار پاسخی هم جز از خدای علی نداشته باشیم.

تا کی می خواهیم به بهانه ی اینکه اینها وظیفه ی دولت است و یا من خودم هزار گرفتاری دارم از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنیم؟ تا کی می خواهیم وجدان خودمان را به بهانه ی اینکه فلان نهاد به آنها کمک می کند یا فلان گروه کمک ها را به دست محرومین نمی رساند از زیر  نگاه های سوزناک علی خاموش نگه داریم؟؟بیایید باور کنیم برطرف کردن کردن مشکلات دردمندان جامعه مشکلی نیست که یک دولت یا دو دولت بتواند آن رابرطرف نماید.این مسئله ای است که یک ملّت باید برای برطرف نمودن آن آستین همت بالا بزنند.

 



تاریخ : جمعه 22 اردیبهشت 1391 | 10:27 ق.ظ | نویسنده : عاشق تنها | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.