تبلیغات
آل علی - انحراف از حق-گروهی مشکل ساز-

انحراف از حق

با توجه به برخی اخبار، در اثر فشار و اختناق موجود، مردم عراق از رفتن نزد امام باقر علیه السّلام در مدینه، نهی شده بودند.(1) از این رو شیعیان هر ساله در مراسم حج، با امام تماس داشتند. این تماس ها معمولاً یا در مكه و یا در بازگشت و عبور از مدینه، صورت می گرفت.

بسیاری از شیعیان عراق انتظار داشتند كه امام علیه السّلام به عراق آمده و دست به شمشیر ببرد. ولی امام باقر علیه السّلام مأمور به تقیه بود. لذا، برخی از آنها نسبت به امامت آن حضرت دچار تردید گشتند. آگاهی كافی درباره امامت به آنها نمی رسید و به همین جهت گروهی به «زید» برادر امام گرویدند و انشعابی را بوجود آوردند. هر چند زید هفت سال زودتر از برادرش، در كوفه وفات یافت. اما در همین دوره و پس از آن ریشه های گرایش به زید در میان شمار زیادی از شیعیان رشد كرد.

 

گروهی مشکل ساز

مخالفت با مصالح «امویان» موجب اختلافات كمتری در میان شیعیان می گشت. اما به موازات فروكش كردن فشار های سیاسی بر آنان، مسئله «غُلات» به تدریج دامنه بیشتری گرفت؛ به طوری كه مسأله مهم در زمان امام صادق علیه السّلام مسأله «غُلات» محسوب می گردید. مشكل «غُلات» در این دوران، یكی از مشكلات برای شیعیان بود. شمار این گروه رو به فزونی بود. وقتی كه امام باقر علیه السّلام آنها را از خود طرد كرد، اصحاب آن حضرت نیز «غُلات» را از جمع خود بیرون راندند. «مغیره بن سعید» و «بیان بن سمعان»، كه هر دو از معروفترین شخصیت های غالیان و از رهبران آنها بودند، توسط اصحاب امام باقر علیه السّلام تكفیر شدند. تأكید امام باقر علیه السّلام به عمل گرایی شیعیان، به طور غیر مستقیم، در مقابل تمام فرقه هایی كه به عمل صالح اعتنایی نداشتند، صورت می گرفت.

 

از بیان امام زمان

روایت مفصلی از امام باقر علیه السلام درباره تحلیل اوضاع سیاسی شیعه و فشار خلفا از آغاز تا زمان آن حضرت نقل شده كه به منظور روشن شدن دیدگاههای امام در این زمینه به نقل آن می ‌پردازیم:

«ما اهل بیت، از ستم قریش و صف‌ بندی آنان در مقابلمان چه‌ ها كشیدیم و شیعیان و دوستان ما از مردم چه ‌ها كشیدند. زمانی كه رسول خدا - صلی الله علیه و آله - رحلت كرد، اعلان فرمود كه ما (اهل بیت) به مردم از خودشان اولی ایم.  اما قریش با كمك یكدیگر این امر را از محور آن خارج كردند. آنان برای رسیدن به حكومت با حق و اولویت ما به حكومت استدلال كردند، ولی حق ما را تصاحب نمودند. آنگاه حكومت در میان قریش دست به دست گردید تا این كه دوباره به ما اهل بیت بازگردید. ولی مردم بیعت ما را شكستند و علیه ما جنگ بپا كردند، بطوری كه امیرالمۆمنین - علیه السلام - تا هنگامی كه به درجه رفیعه شهادت نائل آمد، در فراز و نشیبِ (تندباد حوادث) قرار گرفته بود و سپس با فرزندش امام حسن - علیه السلام - بیعت كرده و وعده وفاداری به او دادند،

روش كار برخی از معصومین علیهم السلام همچون امام سجاد و امام باقر علیهماالسلام كه در شرایط فشار و خفقان به سر مى بردند، به شیوه پنهانى و زیرزمینى بود. شیوه اى كه موجب مى شد كسى از فعالیتهاى آنان مطلع نشود

 اما به او نیز خیانت ورزیدند و پس از آن، ما بطور مداوم مورد تحقیر و قهر و ستم قرار گرفتیم و از شهر و خانه‌مان رانده و از حقوقمان محروم شدیم و مورد قتل و تهدید قرار گرفتیم، به طوری كه امنیت جانی از خود و پیروان ما بطور كلی سلب شد و دروغگویان و منكران حق به خاطر دروغ و انكارشان زمینه را مساعد و در سراسر كشور اسلامی به وسیله دروغ و انكارشان به سردمداران جور و ستم و قضاوت و كاردانان آنها تقرب جسته و شروع به روایت احادیث دروغ و انتشار آن نمودند. آنها از زبان ما چیزهایی روایت كردند كه نه از زبان ما جاری شده بود و نه به محتوای آنها عمل نموده بودیم. با این كار می‌خواستند ما را میان مردم منفور كرده و تخم عداوت و كینه ما را در دل آنان بكارند.

امام باقر

این سیاستی بود كه پس از وفات امام حسن - علیه السلام - در زمان معاویه با شدت هر چه بیشتر دنبال می ‌شد. به دنبال این تبلیغات مسموم بود كه همه جا به كشتار شیعیان پرداخته و با كوچكترین سوء ظنی دستها و پاهای آنها را می ‌بریدند . كسانی كه به دوستی و پیروی از ما معروف بودند راهی زندانها شدند، اموالشان به غارت رفت و خانه‌هاشان ویران شد.

این رویه تا روزگار «عبیدالله بن زیاد» روز به روز به شدت خود می ‌افزود تا آن كه حجاج بن یوسف در كوفه روی كار آمد. او با انواع شكنجه‌ها به كشتار شیعیان پرداخت و آنان را با هر سوء ظن و هر اتهامی دستگیر می‌ كرد. عرصه بر پیروان ما چنان تنگ شد و كار به جایی رسید كه اگر كسی را با صفت «زندیق» یا «كافر» وصف می ‌كردند برایش بهتر از آن بود كه او را «شیعه» امیرالمۆمنین - علیه السلام - بخوانند، تا جایی كه كسانی كه به خیر و صلاح معروف بودند و شاید هم واقعا اشخاص پرهیزگار و راستگویی بودند، احادیث شگفت انگیزی در زمینه برتری برخی از حكام گذشته روایت كردند، چیزهایی كه نه خدا چیزی از آنها آفریده بود و نه چیزی از آنها به وقوع پیوسته بود. راویان بعدی حقانیت این مطالب را باور داشتند، زیرا این نوع مطالب به كسانی نسبت داده شده بود كه به كذب و كم تقوایی معروف نبودند.»(2)

این روایت، تحلیلی دقیق از امام باقر علیه السلام، از وضع شیعه در آن دوران را بیان كرده و سختگیریهای خلفای اموی نسبت به آنان را كه بیشتر آنها در عراق زندگی می ‌كردند تشریح كرده است.

به دنبال این تبلیغات مسموم بود كه همه جا به كشتار شیعیان پرداخته و با كوچكترین سوء ظنی دستها و پاهای آنها را می ‌بریدند. كسانی كه به دوستی و پیروی از ما معروف بودند راهی زندانها شدند، اموالشان به غارت رفت و خانه‌هاشان ویران شد

فعالیتهای زیرزمینی

ملاحظه شرایط پیچیده عصر امام باقر علیه السلام، در ظاهر جز نشر حدیث و گسترش تعالیم اسلامى كار دیگرى را به او اجازه نمى داد،(3) از این جهت مى بینیم علوم باقرى درعصر خود زبانزد عام و خاص مى گردد.

اما این بدان معنی نیست که پیشوای پنجم شیعه در عرصه سیاست فعالیتی نمی کرد. بلکه روش كار برخی از معصومین علیهم السلام همچون امام سجاد و امام باقر علیهماالسلام كه در شرایط فشار و خفقان به سر مى بردند، به شیوه پنهانى و زیرزمینى بود. شیوه اى كه موجب مى شد كسى از فعالیتهاى آنان مطلع نشود. همین فعالیتهاى پنهانى گاهى كه آشكار مى شد، خلفا را سخت ناراحت مى كرد و وسایل تبعید و زندان آنها را فراهم مى نمود و به خاطر همین بود كه خلیفه وقت، امام باقر علیه السلام را با فرزند عزیزش - امام صادق علیه السّلام - به شام احضار كرد تا از اسرار او آگاه شود. هرچند مسافرت آنان به شام اجبارى بود و هشام بن عبدالملك بسیار مى كوشید كه پدر و پسر را در انظار مردم شام كوچك كند اما مناظره امام باقر علیه السلام با اسقف مسیحیان آن چنان به امام عظمت بخشید كه همه مردم شام از موقعیت بزرگ آن حضرت آگاه شدند. از این جهت هشام مجبور شد كه هر دو نفر را مرخص كرده و آنان را به مدینه باز گرداند.(4)

سرانجام امام باقر علیه السلام كه پیوسته مورد خشم و غضب خلیفه وقت، بود، به وسیله ایادى او مسموم و در سال 114 هجرى به شهادت نائل گشت و در كنار قبر پدر بزرگوارش در قبرستان بقیع، به خاك سپرده شد.

 

پی نوشت:

1) مختصر تاریخ دمشق: 23/83.

2) شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی الحدید: 11/44؛ الامام الصادق علیه السلام، ابوزهره: 112ـ 111.

3) امام در زمانى كه نشر حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله ممنوع بود، به آموختن احادیث آن حضرت مبادرت ورزید و مسلمانان را با معارف بلند اسلامى آشنا ساخت و شخصیت هایى را پرورش داد كه هر كدام از آنها فقیهانى بلند منزلت بودند. مانند محمّد بن مسلم، زرارة بن اعین، ابو بصیر، برید بن معاویه و ... .

4) مشروح سرگذشت امام باقر علیه السلام در این مسافرت اجبارى در بحارالأنوار: 46/307-313، آمده است .




طبقه بندی: امام محمد باقر(ع)،

تاریخ : یکشنبه 5 خرداد 1392 | 06:28 ب.ظ | نویسنده : عاشق تنها | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.